يكم:

اين هفته اگر گذرتان به يك كيوسك مطبوعاتي در استان بوشهر افتاد. هفته نامه«پيام جنوب» را تهيه كنيد و بخوانيد. اين نشريه نيز از نشريات پيشكسوت استان بوشهر است كه نزديك به 500شماره از ان چاپ و نشر شده است. اين هفته نامه نيز متاسفانه مثل بقيه هفته نامه هاي استان در 8صفحه منتشر مي شود كه تعداد صفحات كم آن با توجه به يكي دو صفحه گزارش و آگهي مجالي به عرض اندام مقالات و مطالب ديگر نمي دهد. در هر صورت اين نشريه ويژه نامه هاي وزيني نيز دارد مثل همين شماره 449 آن كه در آبان ماه 88 منتشر شد و ويژه منوچهر آتشي بود و حاوي مقالات و مطالب ارزنده و خواندني فراواني بود.

 دوم:

حالا كه صحبت هفته نامه هاي بوشهر به ميان آمد و كم و كاستي ها و عيب و نقص هاي فراواني كه كم و بيش در اين نشريه به چشم مي خورد. به خصوص تعداد صفحات كم و مطالب غير حرفه اي و گرافيك و صفحه آرايي نه چندان دلچسب آن (مثل همين دريا دلاني كه اين مطالب نيز در آن چاپ مي شود) و توان مالي و كمبود نيروي انساني متخصص و... مواردي كه مدير مسئولان و سردبيران اين نشريات بهتر از بنده به آن واقفند. پيشنهاد مي دهم كه براي ارتقاء و استفاده از تجربيات و منابع مالي و انساني همديگراين نشريات با توجه به خط و مشي و اهداف و زمينه ي  انتشار آن دو تا يكي يا حتي سه يا چهار تا يكي شوند. مگر نمي شنويم كه بعضي از شركت ها و موسسات براي ارتقاء توان و جلوگيري از ورشكستگي و تعطيلي احتمالي در همديگر ادغام مي شوند و يك شركت يا موسسه توانمندتر ديگر بوجود مي آورند... حتي اين پيشنهاد  در حوزه نشر هم مي توان چاره ساز باشد. زيرا موسسات انتشاراتي بوشهر نيز با همين معضل روبرو هستند. بنده به عنوان يك ناشر(انتشارات دريانورد) حاضرم در يك يا دو موسسه انتشاراتي هم استاني ادغام شوم ...

حس مي كنم اين پيشنهاد جالب توجه و قابل تامل است. و البته كه «صلاح مملكت خويش را خسروان دانند.»

  سوم:

 خب هنوز در زمستان هستيم و شب هاي دراز  و سرد آن.

همانطور كه قبلاً گفتيم خواندن و گوش دادن به يك قصه و متل جنوبي مي تواند اندكي از بار اين شب ها ي سياه را بكاهد. اگر كتاب«افسانه ها و باورهاي جنوب» نوشته منيرو رواني پور حاوي 15 افسانه و متل است را پيدا كرديد آن را بخوانيد نويسنده به خوبي از عهده روايت اين قصه ها برآمده است. «سبز قبا» «ننه ماهي و گلابتون» «درويش و اژدهاي هفت سر» «كره ابرو باد» «احمد لمتي»«حمبونه زن» و« ساحره» چندتا اين قصه ها و افسانه ها هستند. 

چهارم:

«عبدالمجيد زنگويي» به عنوان شاعر، نويسنده پژوهشگر و ناشر را براي اين هفته انتخاب كردم تا ضمن خسته نباشيد به ايشان تجليلي از ايشان كرده باشم. نويسنده و شاعري كه با كتاب هاي «ترانه هاي فايز» و مجموعه ي چند جلدي«شعر دشتي و دشتستان» و كتاب هاي شعري مثل«شب قطبي»«از قبيله ي عياران» «بومي سراي در استان بوشهر» «دو سده رباعي در بوشهر» و چندين كتاب ديگر حق بزرگي بر گردن فرهنگ و ادبيات استان بوشهر دارد.

آقاي زنگويي متولد1316است. كه در هيئت يك ناشر نيز آثار قابل توجه اي را ارائه كرده است.

پنجم:

اگر مي خواهيم در اين ماه حزن انگيز نوحه اي بوشهري با لهجه اي عربي و با بو و عطر محزون آهنگران بشنويم. سراغ «نزار قطري» برويم و مرثيه هاي او را در اين حال و هوا پيدا كنيم...

هم او كه مرثيه اي با اين مطلع مي خواند:

با فغان گفتا زينب محزون

بر سر نعش شاه شهيدان

خواهم روم به سوي شام اي برادر جان

 ويا اين نوحه ي قديمي:

شيعه با دست غم با آه و الم

به سر و سينه برزن...

ششم:

بهار جنوب آغاز شده است. با اين هواي معتدل و جوانه هايي كه زمين را سبز كرده است.

اگر چه بهار در جنوب زود شروع مي شود زود نيز رخت برمي بندد خب بايد وقت و فرصت را غنيمت شمريم و گشتي در اطراف بزنيم. انتخاب يك جزيره شايد گزينه ي خوبي براي سياحت و گردش باشد... جزيره هاي خارگ ، يا جزيره، نخيلو، شيف

 جنوبي در استان بوشهر و جزاير ديگري در استان هرمزگان كه نامشان را بهتر از بنده مي دانيد مكاني دلچسب براي سفر در اين روزها است... 

هفتم:

دوست دارم در اين بند آخر و براي دل هاي عاشق جوان هاي امروز يك دوبيتي در ژانر قديمي آن از دوبيتي سراي شيفته دل فايز زمزمه كنم:

نخستين بار بايد ترك جان كرد

سپس آهنگ روي گلرخان كرد

نبايد در طريق عشق فايز

حذر از خنجر و تير و سنان كرد.  


ادامه مطلب...
نوشته شده در  ۲۹ دى ۱۳۸۸  توسط غلامحسين دريانورد   |  نظرات (1)


 

يكم:

«اين چند افسانه را در زمان كودكي شنيده بودم به روي كاغذ آوردم. دوباره آن را از راويان پير و نوجوان شنيدم و باز نوشتم. بسياري ديگر هم بود از افسانه و بازي هاي محلي كه در اين دفتر نيامده است.»

«چهل گيسو» عنوان مجموعه اي از افسانه هاو مثل هايي است كه محمد رضا صفدري آن را گرد اوري و بازنويسي كرده است.

تا ما در اين شب ها آن ها را بخوانيم و لحظه اي فارغ از هياهوي اطرافمان به دنياي«كرٌه اورباي» «چهل گيسو» «پادشاه خونخوار» و شانزده قصه ي ديگر پا گذاريم و زمستاني گرم و خودماني داشته باشيم

  

دوم:

.«ليان» نيز از جمله هفته نامه هاي استان بوشهر است كه تا كنون بيش از 500شماره از آن چاپ و منتشر شده است با لوگويي كه لنگر و سكاني را در خود جاي داده است. اين نشريه كه خيلي ها آن را با رويكرد سياسيش دنبال مي كردند در مقاطعي به خصوص وقتي كه مدير مسئول آن نماينده مجلس نيز بود تاثير گذار بود. اما آخرين شماره آن را ورق مي زنم فقط چهار صفحه دارد كه در دو صفحه آن نيز فقط تصاوير عاشورايي گنجانده شده است اميد است اين نشريه بار ديگر با خبرها و گزارش هاي خود بار ديگر در حوزه اطلاع رساني اين گوشه از جهان خواندني تر ظاهر شود.

 

 سوم:

اگر در جايي غير از استان بوشهر ساكني و داراي روزهاي سرد زمستان را سپري مي كني هيچ چيزي تو را به حال و هواي جنوب نزديك نمي كند جز اين كه از خانه بيرون بزني و از سوپري محل «ارده و خرما» تهيه كني. درست است ممكن است همه سوپري ها اين دو قلم را نداشته باشند اما به طور يقين جايي در شهر هست كه اين دو خوراكي را عرضه كنند و تو را با اولين كله خرمايي كه در ارده فرو مي كني و به دهان مي بري به مسقط الرس جنوب پرتاب ُكند. نوش جان!

 

 چهارم:

فكر نكني حالا كه در جنوب و استان بوشهر ساكني، پس همه جاي آن را سرك كشيده اي و تمام جاذبه هاي سياحتي آن را مي شناسي و به زيارت تمام امام زاده هاي اين استان رفته اي و يا تمام ابنيه ي تاريخي آن را مي شناسي. اگر جاي شما بودم فهرستي از اين جاذبه ها، و ابنيه ها و زيارت گاهها را تهيه مي كردم و ايران گردي خود را از همين جا شروع مي كردم مثلاٌ براي شروع بازديد از «خانه و موزه شهيد رئيسعلي دلواري» خوب است. اين خانه و موزه در شهر دلوار به فاصله 45كيلومتري جنوب بوشهر واقع است. مي توان در اين فضا لحظه اي به مبارزات اين مرد بر عليه تجاوز انگليس در بيش از هشتاد سال پيش فكر كرد. و از او و يارانش درس پايداري گرفت.

 

 پنجم:

«حسين زارعي» با اولين مجموعه ي داستان خود نشان داد بوشهر مي تواند به نويسنده اي اميدوار باشد كه در آينده يكي از نويسندگان مطرح كشور باشد.

اين جمله متعلق به يك منتقد است كه اين نويسنده جنوبي را به ما معرفي مي كند تا حداقل كتاب «ادكلن و كپه هاي خارشتر» او را بخوانيم و از اين دريچه با او آشنا شويم. حسين زارعي در سال 1358در بندر گناوه متولد شد و بعدها به هنر نويسندگي رو آورد و در نمايشنامه نويسي و كارگرداني تئاتر آثاري را خلق كرد. اين تك نويسي براي تجليل از او در اين ستون آمده است.

 

ششم:

«مرجع جامع بوشهر شناسي» وبلاگي اگر نگوييم جامع بلكه قابل توجه اي است كه آقاي محمد جواد منصورزاده آن را مديريت مي كند. در اين وبلاگ مي توانيم از فرهنگ، تاريخ، صنايع دستي، جغرافيا غذاهاي سنتي بوشهر مطالبي را بخوانيم و تصاويري را ببينيم و هم چنين آواها و نواهايي را بشنويم و دانلود كنيم.

 

هفتم:

از اين هفته و در بند هفتم اين ستون شما را دعوت خواهم كرد به خواندن يك قطعه شعر، سخن و يا .. كه گويندگان آن اصحاب فرهنگ و ادب جنوب و به خصوص استان بوشهر  هستند . اين هم يك دوبيتي از پلنگ دره ديزاشكن  ، منوچر اتشي :

يكي از روم گويد ، ديگر از زنگ

ندانم غرض را چيست اين جنگ

دو سنگي بر سر است امروز و فردا

سرو وتن رفت خواهد زير يك سنگ .


ادامه مطلب...
نوشته شده در  ۱۵ دى ۱۳۸۸  توسط غلامحسين دريانورد   |  نظرات (1)


يكم:

 » اربعين » عنوان فيلم مستند ناصر تقوايي  فيلمساز و نويسنده جنوبي است كه براي چند مين بار  در اين  ايام به تماشاي آن نشستم . فيلمي كه در آن سنت عزاداري اربعين در مسجد دهدشتي بوشهر را با نوحه خواني بخشو به تصوير مي كشد. فيلمي كه در آن«سينه هاي سرخ سمت مي بيني و سنج و دمامي پرشور مي شنوي.اگرچه از تاريخ ساخت اين فيلم سال ها مي گذرد و حالا در بوشهر سينه زني با برهاي بيشتري در محله هاي مختلف اين شهر برگزار مي شود اما در ماه محرم اگر مي خواهي صدا و سيماي بخشو را ببيني بشنوي و دلي سير از شنيدن صداي سنج دمام و تصاوير ناب از علم و كتل و دريا به عزا درآوري. ديدن اين فيلم را فراموش نكن

 

دوم:.

«بندر ريگ »بندري تاريخي است. شهر ميرمهنا...شهري كه زماني از رونق خوبي برخوردار بوده است. اما اين بندر در ايام محرم و به خصوص در صبح عاشورا حال و هوايي ديگر دارد. شهري كه يكباره جمعيت آن به چند برابر مي رسد. و پذيراي عزاداراني مي شود كه از دور و نزديك به اين بندر كوچك آمده اند تا شاهد برگزاري تعزيه اي شوند كه ده ها سال قدمت دارد تعزيه اي پرشور كه در ظهر عاشورا به اوج خود مي رسد به آتش كشيدن خيمه ها و سپس ايا مظلوم و دسته هاي سينه زني عزاداران...امسال چه جايي بهتر از بندر ريگ و شركت در اين تعزيه و اگر نشد سال ديگر و ساليان ديگر

 

سوم:

«فرهنگ نامه بوشهر» كتابي تقريبا هشتصد صفحه اي است كه هر بوشهري بايد يك جلد آن را در خانه داشته باشد و به آن رجوع كند تا استان خود را بشناسد. مروري بر واژه هاي محلي ان داشته باشد و نگاهي به تحول چشمگير  شعر و هنر نويسندگي منطقه بوشهر بيندازد و...

اين كتاب را دكتر سيد محمد جعفر حميدي نوشته است.

شاعر نويسنده و پژوهشگري كوشا كه كتاب هاي زيادي براي شناخت واعتلاي فرهنگ و ادب اين زاد  بوم نگاشته است و از چهره هايي چون ابوسعيد گناوه اي و ميرمهناي بندر ريگي غبار زدوده است نوشته و كتاب هاي ايشان را پاس بداريم و بخوانيم.   

 

چهارم: 

 نصير بوشهر نشريه اي ديگر از استان يوشهر ااست كه تا كنون 520 شماره از آن منتشر شده است . اين نشريه نيز مانند نشرياتي كه در دو هفته گذشته معرفي كردم در بيان ديدگاه هاي خود ثابت قدم بوده و داراي يك مشي سياسي فرهنگي مشخص است

 اين نشريه به خصوص اگر مطلبي از مترجم و مورخ تواناي كشور آقاي حسن زنگنه و يا اينكه ويژه نامه و يا موضوعي به پيوست داشته باشد خواندني تر مي شود .

 

پنجم :

وبلاگ به روزي دارد با تازه ترين شعر هاي كه در قالب هاس سنتي يعني غزل ، رباعي ، دوبيتي و ... سروده شده اند . اين وبلاگ مخاطبان زيادي نيز دارد كافي است  نگاهي به تعداد نظر هاي ارسالي مخاطبان در پاي شعرها  بياندازيم

عنوان اين تار نما گويا و مشخصه شاعر و موضوع آن نيز است . « اشعار سيد محمد رضا هاشمي زاده » اين  شاعر كه متولد 1330 و اهل خورموج است در زمينه پژ وهش نيز آثاري دارد كه در اين وبلاگ معرفي شده اند. سر زدن به اين تار نما را فراموش نكنيد اين هفته نشد  هفته بعد..

 

ششم 

چند شب پيش شب يلدا بود و اين شب ها هم كه دست كمي. از دراز ترين شب سال ندارند. و آدم هر چقدر فيلم وسريال تما شاكند شب تمام شدني نيست .

شايد خواندن يك قصه يا متل محلي از درازي اين شب بكاهد وبه تو انرژي و شادي و گرمي بيشتري بدهد . خب مي تواني كتاب « شصت حكايت و متل محلي در فرهنگ بومي و سنتي » كه آن را اقاي الله كرم ليراوي گردآوري كرده است پيدا كني و بخواني تا هم قصه اي خوانده باشي و هم واژه هاي محلي از ياد رفته را مرور كني  راستي اگر اين قصه هاي را بلند بخواني تا اهل خانه هم بشنوند لذت بيشتري دارد .

 

هفتم  

شايعه است كه پيش از انقلاب مسئولين راديوو تلويزيون پس از شنيدن صداي او ، وي را براي خوانندگي گروه هاي موسيقي  پاپ با پيشنهاد مبلغ زيادي به تهران دعوت مي كنند واو اين پيشنهاد را رد مي كند و مي گويد « من فقط در اين شهر و براي ائمه اطهار مي خوانم» .

 جهانبخش كرديي زاده يا بخشو متولد 1315 است كه از نوجواني به نوحه خواني پرداخت موسيقي مذهبي بوشهر كه در سطح كشور بي نظير است آوازه خود را مديون صداي دلنشين و فراگير بخشو است اگر مي خواهي تصوير همراه با  صوت او را ببيني و بشنوي بايدفيلم دليران تنگستان و يا اربعين تقوايي ا پيدا كني.

اين استاد و هنرمند علاوه بر نوحه خواني با موسيقي بوشهر آشنايي كامل داشت . دمام را خوب مي نواخت . در خيام خواني ، خواندن شروه ، مصيبت ، چاووشي ، بيت ،  جنگ نامه ، صبحدم ، مناجات و ذكر از بهترين ها بود . در اين ايام يادش را گرامي مي داريم . اگرهم مي خواهي از ديگر نوحه خوانان و نوحه سرايان استان بو شهر اطلاع پيدا كني كتاب « نغمه سرايان » اثر عبدالله لارودي فرد را پيدا كن و بخوان .

 


ادامه مطلب...
نوشته شده در  ۲ دى ۱۳۸۸  توسط غلامحسين دريانورد   |  نظرات (0)


[ ۱ ]